تبليغاتX
گیتار تی تاب
شعر

خدا چرا عشقم داره میره

بگو چرا دستم و نمیگیره

خدا دلم تنگ براش اینو میدونه

اما بازم میخواد بره میگه نمیمونه

چرا دنیا باقدرتش کوچیکه بازم

دیگه بی صدا شده صدای سازم

میره و پشت سرش گریه م میگیره

مطمئنم بعد اون قلبم میمیره

صدام و نمیشنوه مثل همیشه

بی تفاوت میره وهیچی نمیشه

عشق من برو ولی یادم کن یه وقتایی

من بی تو باشم میمیرم تو تنهایی

روزگار چه بد چه خوب مارو جدا کردو تموم

من و تو هم باید بریم بزنیم قید عشقمون

شعر:یاسمن

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 22:40 توسط یاسمن |

هرچه میخواهد دل تنگت بگو

امروزه ما در مسیری بی پایان حرکت میکنیم !عیب های بزرگی در وجود ما رخنه کرده که خود از آن بی خبریم و با غرور و تکبر به ان چه که نداریم می نازیم و بخاطر خصلت های بدمان خوشحالیم و از این بدتر برای رسیدن به ان چیزهایی که خوب می پنداریم ولی در اصل اینگونه نیست باهم رقابت میکنیم ...

بزرگترین بدبختی ما فراموش کردن اصلیتمان است .بزرگترین بدبختی ما این است که فراموش کرده ایم چه بودیم .فراموش کرده ایم تمدنی را که بر مهربانی .سادگی .بی ریایی و عشق پایدار بود .فراموش کرده ایم پادشاهی را که در هنگام مواجه با دشمنانش با نیکی و مهربانی رفتار می کرد .(به قول بزرگی :در نقش های بیستون ما برده ای نمیبینیم .ما انسان عریانی را نمی بینیم .ما نمی بینیم کسی بر دیگری دست تعدی دراز کرده باشد)

چه بودیم و چه شدیم !!!!!!!ما دیگر به تنها چیزی که توجه نمی کنیم خودمان است ..........خودمان بدترین کارها را انجام میدهیم و بزرگترین عیب هارا در خود می پرورانیم و بعد به دیگران ایراد می گیریم .......افسوس بهترین چیز هایی را که خود پایه گذار آن ها بودیم فراموش کردیم ......

در چند وقت گذشته کشورهای اروپایی و امریکا در صدد ترویج روابط آزاد بین انسانها بودند وکم کم هم توانستند این فرهنگ را به ما القا کنند و بعد از چند وقت به مشکلی به نام ایدزرسیدند ولی هم چنان این فرهنگ غلط را به کشورهای جهان سوم تزریق می کردند .امروزه ان هاموفق به کنترل این بیماری شدند ولی متاسفانه در کشور ما هرروز امار بیماران زیاد می شود .با اینکه به این بدبختی بزرگ رسیدیم باز هم در صدد تبلیغ فرهنگ های دیگران هستیم ..ما به جای اقتباس علم و صنعت و فناوری و تکنولوژی و حفط سنن خودمان در پی چیزهایی هستیم که نباید باشیم ........افسوس که همه این چیزهارا میدانیم ولی عمل نمی کنیم .....

چیزهایی که ما از غرب یاد گرفتیم چیزهایی نیستند که باعث توسعه ی یک کشورشوند !!!!!!!!

دل تنگم میگوید:کاش میشد روحی سبز در کالبد این شهر رویایی دمید.

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 19:57 توسط پارمیس |

از نیروی قلبت کمک بگیر

سرم را که بلند کردم استاد را دیدم به نشانه ی تعظیم خم شدم واو هم مثل همیشه لبخندی زد و گفت:چه میکنی جوان ؟

گفتم:همان کاری را که باید بکنم

گفت:سرت را بالا بگیر

نگاهش کردم ...چشمانش هنوز با من حرف میزد با اینکه سنش بالا رفته بود ولی افکارش نو و تازه بود!

گفت:چه میکنی؟

گفتم:در تلاشم که جهان را تغییر دهم

خندید و گفت :هنوز جوانی و خام !از حرفش ناراحت شدم و گفتم:ولی من میتوانم

گفت:در توانستن تو شک نیست ولی باید تجربه داشته باشی

گفتم:استاد کجا بروم تا این تجربه را کسب کنم ؟

دو مرتبه خندید و گفت :جایی نباید بری!

گفتم:پس چگونه این تجربه را کسب کنم ؟

گفت:همین جا .....

گفتم:استاد این جا ؟

گفت:آره .....و بعد رفت !

از حرفهایش ناراحت شدم !چمدانم را بستم وبدون توجه به حرفهای استاد عزم رفتن کردم .......

دلم نیامد بودن خداحافظی از استاد بروم .رفتم پیش استاد

گفت:داری میروی؟

گفتم:آری

گفت:کجا ؟

گفتم:به چند جایی می روم میخواهم مردمان کشورها را ببینم

گفت:میگویم جوانی همین است !!!!

(دستش را به روی قلبم گذاشت)

وگفت:تو باید به وسیله ی این تجربه کسب کنی !اگر میخواهی دنیا را تغییر دهی باید به ندای قلبت گوش دهی .

گفتم:ولی استاد شناختن ادم ها مهمتر است

گفت:برو

گفتم:میروم ولی خالی بر نمیگردم اکسیر تغییر جهان را کشف میکنم

لبخند زد و من به او تعظیم کردم و به راه افتادم

به بیش تر کشورها و شهرهای دنیا سفر کردم و همه جا را دیدم ......اروپا.آفریقا.امریکا.اسیا

مصر را دیدم .یونان را دیدم .المان وفرانسه و ایتالیا .برزیل.عربستان ............وایران شهر تمدن ها را دیدم !!!!!!

من آن مرد بلند پرواز المانی را از نزدیک دیدم اویی که در بدبختی به سر میبرد ولی چه ارزوهایی که نداشت !!!من در جشن ایتالیایی ها شرکت داشتم ........هنر و زیبایی آن ها رادیدم ....زیبایی را در شهرهایشان ..در ظرفهایشان ...در آثارشان !!!!!!!!اهرام ثلاثه را در مصر دیدم ........یونانی را دیدم که در گذشته قدرت او زبانزد همه بود ولی حال.........ایفل فرانسه را دیدم .....و عظمتش را!!!!!!!!!!شهر پیامبر را دیدم مدینه.......وبه یاد ایمان و صبر اآن ها افتادم ......من همه جا را دیدم ولی در هیچ جا ندیدم پادشاه و مردم سر یک سفره بنشینند !!!

و................خلاصه در هر شهری چیزی پیدا کردم ولی در هیچ کدام تمدن غنی ایرانیان را ندیدم ....در هیچ جا شهر سوخته را نیافتم ......در هیچ جا هوش واستعداد را به این اندازه ندیدم !!!من هرچه گشتم مثل تخته جمشید را پیدا نکردم ...........

همه جارا که دیدم .......تجربه که کسب کردم برگشتم پیش استاد !!!!!!!

پیرتر شده بود

مرا که دید گفت :میدانستم روزی به پیشم می آیی.

گفتم:استاد شما برای اولین بار اشتباه کردی من تجربه های لازم را کسب کردم من همه جور ادم را دیدم .....پیرو جوان.سیر و گرسنه .عاشق و عاقل .خوب و بد .زشت و زیبا .

گفت:حال چه فهمیدی ؟

خواستم تمامی چیزهایی را که دیدم به استاد بگم ولی یه کم که فکر کردم همش مسخره بود ........ابتدایی بودند .همه میدانند که ایتالیا یی ها زیبا هستند .آلمانی ها بلندپروازو فرانسوی ها با دقت و...................

گفتم :استاد من با خودم فکر میکردم که چیزهای مهمی را فهمیده ام وتجارب زیادی را کسب !!!!!ولی حال که فکر میکنم میبینم این ها اصلا چیزهای مهمی نیستند

استاد خندید .شاید داشت به حماقت من میخندید

گفت:به قلبت رجوع کن کمکت میکند

گفتم:فهمیدم استاد من باید ادم خوبی باشم .به همه کمک کنم .به خداوند ایمان داشته باشم.دروغ نگویم.به ناحق قضاوت نکنم و حق کسی را پایمال نکنم .درست است؟

2مرتبه خندید و گفت:هنوز جوانی

ومن دوباره ناراحت شدم و به حالت قهر خانه ی استاد را ترک گفتم

خیلی سال گذشت .ادم خیلی خوبی بودم .همه ی مردم مرا دوست داشتند .فرزندانم به من ایمان داشتند و لی این ها چیزهایی نبود که من میخواستم

رفتم پیش استاد .مریض بود .تا من را دید لبخند زد .

به او تعظیم کردم و گفتم:استاد مرا ببخش باز هم اشتباه کردم .

گفت:چه میخواهی از من؟

گفتم:استاد من 30 سال دارم و دیگر آن جوان خام نیستم مرا راهنمایی کن

گفت:نیروی قلبت کمکت میکند

گفتم:ولی استاد من نمیدانم منظور شما از این حرف چیست؟

گفت:من نمیتوانم به تو توضیح دهم باید خودت این راز را کشف کنی

گفتم:استاد حتم داشته باش که کشف میکنم

وقتی به خانه رفتم ساعت ها فکر کردم .. .......هیچ چیزنیافتم !!!!!!!!!!!از خانه به بیرون رفتم در راه مردی را دیدم از من طلب کمک کرد آنقدر غرق در افکار بودم که صدای او را نشنیدم و او به اجبار با فریاد گفت:آهای آقا با شما هستم

گفتم:بله ؟

گفت:حاضر میشوی که بخاطر یک نفر دیگه جان خودت را بدهی؟

فکر کردم و گفتم:آخر چرا باید این کار را بکنم ؟

گفت:بخاطر انسانیت .

عقلم میگفت باید به این پیرمرد بگویم نه ولی قلبم ...............دور و برم را نگاه کردم پیرمرد دیگر نبود .

سریع به پیش استاد رفتم .........

استاد مرده بود .ولی یک یادداشت برای من گذاشته بود .

از نیروی قلبت کمک بگیر او هیچ وقت به تو دروغ نمیگوید .اگر میخواهی جهان را تغییر دهی ابتدا باید خودت را تغییر دهی و باید حاضر باشی از همه چیزت بگذری بخاطر دیگران .

حال دیگر معنای حرفهای استاد را به خوبی میفهمیدم !!!!!!!!!!

تمام

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 19:56 توسط پارمیس |
طنز

قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم

زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟

زن: منو مسافرت می‌‌بری؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو می‌‌زنی؟

مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟


.

.

.

 


: بعد از ازدواج

 متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:39 توسط یاسمن |
شباهت های میان مردم آمریکا و تهران

- عمر کشور امریکا 300 سال است ، تهران هم تقریبا همین جور

2- امریکایی ها دنیا را دو تکه می دانند ، امریکا + باقی دنیا ، تهرانی ها هم ایران را دو تکه می دانند ، تهران و باقی ایران

3- امریکا و مردمش کاملا با چیزی که در تلویزیون می بینید تفاوت دارند ، تهرانی ها هم همین جور

4- امریکایی ها حاضرند بمیرند ولی موجودی حساب (های) بانکی شان لو نرود ، تهرانی ها هم همین جور

5- امریکایی ها در حقیقت همه از بیرون امریکا آمده اند ولی با این وجود خودشان را از مردم بیرون امریکا بهتر و بالاتر می دانند ، تهرانی ها هم همین جور

6- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها هر جا که پول باشد آنجا هستند ...

7- نه امریکایی ها نه تهرانی ها دوست ندارند برای لباس پول خرج کنند ولی بیشتر آنها این کار را می کنند ...

8- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها لهجه خودشان رو زیبا تر از دیگران می دانند ...

9- هم امریکایی ها هم تهرانی ها اصولا آدم های آرام و ساکتی هستند ولی گاهی به خاطر حرف این و اون در رو در وایستی می افتند و ممکن است یکی دو تا آدم بکشند ...

10- نه امریکایی ها نه تهرانی ها هیچ کدام به سلامتی شان اهمیت نمی دهند ...

11- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها روزی 18 ساعت کار می کنند ولی در همین حال بیشتر از دیگران تفریح می کنند و همین موجب شگفتی (و حسودی) دیگران می شه ...



12- اصولا معامله با امریکایی ها و تهرانی ها کار خوشایندی نیست ولی گریزی هم برای این کار نیست ...

13- امریکایی ها اگر در کاری موفق نشوند ، اهمیت آن کار را پایین می آورند تا زیاد 3 نشود ، تهرانی ها هم همین جور (نمونه برای روشن شدن : قبولی در کنکور ، ترافیک ، آلودگی هوا ، اول شدن در لیگ برتر ووو )

14- هم امریکایی ها هم تهرانی ها آهنگ گوش نمی کنند مگر با آحرین صدای ممکن ...

15- امریکایی ها آدم های مودب رو مسخره می کنند و بزن بهادر ها را حسابی دوست دارند ولی در همین حال بیشتر دانشمند های دنیا در امریکا زندگی می کنند ، تهرانی هم کم و بیش همین جور ...

16- تهران بین شهرهای ایران و امریکا بین کشورهای دنیا هر دو بالاترین میزان تولید آلودگی هوا را دارند ولی به روی خودشان نمی آورند ...

17- امریکایی ها و تهرانی ها هیچگاه چیزی نمی گویند مگر اینکه پول و پله ای در کار باشد ...

18- هم امریکایی ها هم تهرانی ها آرزو دارند دست کم برای یک بار در پمپ بنزین سیگار بکشند .

19- هم امریکایی ها هم تهرانی ها تنها به دو دلیل ممکن است کتاب بخوانند ، اجبار یا سنت شکنی ...

20- تهران و امریکا هر دو زیبا هستند ولی این زیبایی به چشم مردمشان نمی آید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:22 توسط یاسمن |
تست خودشناسی
صادقانه جواب بدهید! پایین سوالات را نخوانید، تستتان خراب می شود!
1. به سمت خانه ی دوست پسر/دوست دخترتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زود به مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به دوست پسر/دوست دخترتان انتخاب می کنید؟
2. در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟
3. سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز میکند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟
4. به سمت اتاق دوست پسر/دوست دخترتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟
5. بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و دوست پسر/دوست دخترتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟
6. حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را؟

و اما جواب ها.....

1. راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید.
2. شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید.
3. این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید.
4. محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن دوست پسر/دوست دخترتان است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید.
5. این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت دوست پسر/دوست دخترتان را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند.
6. راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان میمانید
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 20:22 توسط یاسمن |
اسپانیا قهرمان یورو 2008
خب اسپانیا هم به خاطر لیاقتی که داشت  قهرمان شد!

ولی حیییییییییف!!بازیا زود تموم شد!آدم وقتی بازیهای اروپا رو نگاه میکنه دیگه بازیهای آسیایی واسش بی ارزش میشه و بهش نمی چسبهههه!اسپانیا در این دوره واقعا معرکه بود!مخصوصا در بازی آخر!

ژاوی به عنوان بهترین بازیکن این رقابت ها.داوید ویا به عنوان آقای گل این مسابقات با ۴ گل زده و فرناندو تورس با زدن تک گل مسابقه و بازی ایده آل به عنوان  بهترین بازیکن فینال شناخته شد

فابرگاس

ژاوی واقعا عالی بوووووووووووووووود!عشق است اسپانیاااااااا و تورس و بقیه رو!

ژاوی

خب همه افتخارات به اسپانیا رسید!مبارکشون باشههههه!دم تورس گرم!!

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:1 توسط یاسمن |
روسیه با بازیکنان نا شتاخته و کم تجربه ش شگفتی این جام شده .خوش بین ترین طرفداران روسیه توی دورترین رویاهاشون فکر نمی کردن که تیمشون بتونه هلند رو شکست بده وخودشو تو جمع تیم های راه یافته به نیمه نهایی جا بده.البته با اون وضعیت بدنی هلند مشخص بود که روسیه با اون بازی قشنگش و  مربی کار آزمودش برنده ی مسابق س .روسیه مثل یونان در دوره ی قبل داره شگفتی می آفرینه اما روسیه ی تهاجمی با بازیکنان فرصت طلبش کجا و یونان دفاعی وخوش شانس کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟از روس ها که بگذریم می بینیم سایه روشن های زیادی توی این جام وجود داره.چی به سر قهرمان دنیا اومده ؟؟ترکیه چه جوری داره بازی میکنه که خودشو تا این جا رسونده ؟؟وچرا خبری از انگلیس نیست؟؟وچرا تکنیک برتغال با اون همه مهره فدای تاکتیک ونظم تیمی آلمان میشه؟؟؟؟ وآلمان هم چنان با نظم در حال صعود!اینا همه نشون می ده که تیم هایی که آن چنان اسم و رسمی هم تو دنیا ندارن اگه بخوان و تلاش کنن می تونن سری تو سرها در بیارن وخودی نشون!!!!!!!!!!!!!!!

به نظر شما روسیه راهش رو ادامه می ده وقهرمان میشه ؟؟؟؟یا نه ترکیه شگفتی این جام میشه ؟؟یا اینکه تیم های بزرگی مثل المان واسبانیا جام رو به دست میگیرن؟؟؟؟؟؟؟اونایی که اهل فوتبال هستن نظرشون رو بگن خوشحال میشم !!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:3 توسط پارمیس |
معنی اصطلاحاتی که در چت به کار برده میشه

به فکر تو هستم
Thinking Of You
TOY

تا دفعه بعد
Till Next Time
TNT

بعدا می بینمت
See You Later


SYL8TR
به زودی می بینمت
See You Soon


می بینمت
See You
CU

تا آنجایی که من می دانم
Az Far As I Know
AFAIK

به زودی
As Soon As Possible
ASAP

اه خدای من
Oh My God
OMG

فعلا میروم
Gone For Now
GFN

بوسه روی لبها زدن
Kiss o­n Lips
KOL

بعدا
Later
L8R

دعا کردن
Fingers Crossed
FC

زود جواب نامه را بده
Write Back Soon
WBS

جواب نامه را نده
Don't Write Back
DWB

برای مدت طولانی بی خبر بودن
Long Time No See
LTNS

الان بر میگردم
Be Right Back
BRB

زود بر میگردم
Be Back Soon
BBS

بعدا بر می گردم
Be Back Later
BBL

بعدا به تو می گویم
Talk To You Later
TTYL

از دیدن تو خوشحال شدم
Glad To See You
GTSY

از دیدن تو خوشحال شدم
Nice To See You
Nice 2 C U

دور از صفحه کلید
Away From Keyboard
AFK

موفق باشی
Good Luck
GL

فعلا خداحافظ
Ta Ta For Now
TTFN

خداحافظ
Bye Bye Now
BBN

بسه زدن و بغل کردن
Hug and Kiss
H&K

متشکر
Thanks
TNX
 

خداحافظ
Bye For Now

 سلام
Hi There
HT

حالت چطوره؟

How Are You
HRU

چت را ترک کرده
has left the chat
poof

راستی
By The Way
BTW

از طرف دیگر
On The Other Hand
OTOH

پیغام الکترونیکی
Email Message
EMSG

رو در رو
Face to Face
F2F

متشکر از شما
Tank You
TY

در هر صورت
In Any Event
IAE

عجب . فهمیدم
Oh I See
OIC

فهمیدم
I See
IC

به نظر من
In My Oponion
IMO

متاسفم
I`m Sorry
IMS

برای همیشه دوستت دارم
Love You Foreve
LYF

دوستت دارم
Love Ya
LY

دوستت دارم
I Love You
ILY

جهت اطلاع تو
For Your Information
FYI

به بیان دیگر
In Othere Word
IOW

شوخی می کنم
Just Kidding
JK

پوزخند شیطانی
Evil Grin
EG

خنده شدید شیطانی
Big Evil Grin
BEG

خنده
Laugh
L

خندیدن با صدای بلند
Laugh Out Loud
LOL

لبخند
Smile
S

از خنده رو زمین غلط زدن
Rolling o­n Floor Laughing
ROFL

از خنده رو زمین غلط زدن
Rolls o­n The Floor Laughing
ROTFL

پیغام خصوصی
Private Message
PM

بوسه بر گونه
Kiss o­n Cheek
KOC

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 10:44 توسط یاسمن |
معما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
                                                "به نام خالق گل و ریحان"

ما را به نگاهی گاهی

من مانده ام و تنهایی

شاید که باشد بهانه ای

دیدار من وتو به فردایی

دل بی دل و بی قراری

محتاج تو به نگاهی

حل نمی شود این معما به جوابی

خود گو چه کنم با این همه راز نهانی ؟

راستش دیروز وب یاسی رو دیدم یه لحظه با خودم فکر کردم آیا واقعا خدا وجود داره؟خودکار رو برداشتم واین شعر رو نوشتم نمی دونم باور می کنید یا نه ولی من بی اختیار این شعر رو گفتم شما هم امتحان کنید حتما خدا جوابتون رو میده راستی دیروز یه مطلب هم نوشتم اگه بخونیدش پشیمون نمیشید واسه اوناییه که خدا رو باور ندارندودارن خودشون رو گول میزنن.

خدای من یگانه معبود بی همتایم  همیشه در کنار منی به هر جایی که می نگرم گویی تو مرا می نگری.خدایا شجاعت را به من بیاموز همانگونه که به رسولت ابراهیم آموختی .با من حرف بزن همانگونه که با پیامبرت موسی حرف زدی.خدایا کوه طور من کجاست که چون آخرین رسولت به آنجا روم ونام پاکت را صدا زنم؟

خدای من چرا عادت کرده ام که فراموش کنم هر آنچه را که به نفع من است؟چرا وقتی در مقابل تو به نماز می ایستم تمام توجهم معطوف تو نمی شود ؟خدایا کاری کن که وقتی می گویم ایاک نعبدوایاک نستعین تمام وجود من این را بگوید.میدانم که بدون اشاره ی توبرگی از درخت نمی افتد چگونه غفلت بورزم من کم تر از برگ درخت نیستم من کمتر از بهار نیستم من بهارم چگونه خاک نفس میکشد من هم میکشم ....خدای من میدانم که سراپا گوشی همینکه نوشتم تو میخوانی همینکه در ذهنم آمد تو میخوانی چه احتیاج به قلم و کاغذ...........

خدایا تو که از تمام زیر و بم بنده ات آگاهی .تو که ضعف او را در برابر آتش می دانی .آیا فریادهای او را نادیده میگیری؟ایا بدن کسی را که از دوریه تو می سوزد نه از اتش عذاب میدهی؟نه چنین گمانی برتو نیست...... ما هکذا الظن بک

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 13:20 توسط پارمیس |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا